تبليغاتX
بلاگ متفاوت

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


بلاگ متفاوت

بیا تو

 

آرزوی آدم‌ها در هر لباس و هر شخصیتی ارزشمند است خصوصاً اگر غول چراغ بخواهد آن را برآورده سازد. انسان‌ها در اوج غم یا نا‌امیدی آرزوهای متفاوتی دارند و ته‌مایه غم یا شادی این آرزوها بر حسب فرهنگ‌های هر كشوری متفاوت است.

«اگر روزی یك چراغ جادو پیدا كنید؟! از غول چراغ چه چیزی می‌خواهید؟!»

 

+نوشته شده در 88/07/07ساعتتوسط علي | |

 

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و مي گذشت.

ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.

پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش

صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند. پسرك گريان با تلاش فراوان

بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين

افتاده بود جلب كند.

پسرك گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از

رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور

كافي براي بلند كردنش ندارم. "براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ".

 

+نوشته شده در 88/04/02ساعتتوسط علي | |

 

گفته مي شود كه بيشتر اوقات سقراط جلوي دروازه شهر آتن مي نشست و به غريبه ها خوش آمد مي گفت. روزي غريبه اي نزد او رفت و گفت :«من مي خواهم در شهر شما ساكن شوم. اينجا چگونه مردمي دارد؟»

سقراط پرسيد : «در زادگاهت چه جور آدم هايي زندگي مي كنند؟»

مرد غريبه گفت : «مردم چندان خوبي نيستند. دروغ مي گويند، حقه مي زنند و دزدي مي كنند. به همين خاطر است كه آنجا را ترك كرده ام.»

سقراط خردمند مي گويد: «مردم اينجا نيز همانگونه هستند. اگر جاي تو بودم به جستجو ادامه مي دادم.»

چندي بعد ، غريبه اي ديگر به سراغ سقراط آمد و درباره مردم آتن سوال كرد. سقراط هم دوباره مي پرسيد: «آدم هاي شهر خودت چه جور آدم هايي هستند؟»

غريبه پاسخ داد : «فوق العاده اند، به هم كمك مي كنند و راستگو و پركارند. چون مي خواستم بقيه دنيا را هم ببينم ترك وطن كردم.»

سقراط انديشمند در پاسخ به اين يكي مي گويد : «اينجا هم همانطور است. چرا وارد شهر نمي شوي؟ مطمئن باش اين شهر دقيقا همان جايي است كه تصورش را مي كني.»

پ.ن: ما دنيا را آن گونه مي بينيم كه هستيم و در ديگران چيزهايي را مي بينيم كه در درون ما وجود دارد. انساني كه مثبت و مهربان باشد، هر كجا برود در اطرافش و در آدم هايي كه با آنها در ارتباط است جز نيكويي چيزي نخواهد ديد و انسان كج انديش و منفي باف نيز به هر كجا برود جز زشتي و نقصان در محيط پيرامونش چيزي را تجربه نخواهد كرد. از اين جهت است كه مي گويند «قبل از اين كه نشاني ات را تغيير دهي فكرت را عوض كن». وقتي تغيير نكنيم هر كجا برويم آسمان همين رنگ است

و چه خوش گفته است صائب تبريزي ، شاعر شهير پارسي گوي :

از درون سينه توست جهان چون دوزخ       دل اگر تيره نباشد همه دنياست بهشت

 

+نوشته شده در 88/02/29ساعتتوسط علي | |

 

باورت از خودت چیست؟

 

تا حالا به این سوال چقدر فکر کردی ؟ می خوای به جواب برسی از خودت بپرس چه احساسی داری؟

 

+نوشته شده در 88/02/23ساعتتوسط علي | |

 

با ديدن يا شنيدن يا خواندن كلمات زير چه تصويري در ذهنت بوجود مي ياد؟

به زبان ساده تر، كلمات زير رو از نقطه نظر خودت تعريف كن.

 

شكست - موفقيت - اميد - تاريكي - شانس

 

 

+نوشته شده در 88/02/07ساعتتوسط علي | |

 

بهار آمده است

  تو ، بهاري

             آري

                خويش را باور كن

 

+نوشته شده در 88/01/05ساعتتوسط علي | |

 

من فقط يكي هستم ،

ولي هنوز هم يكي هستم ،

هر كاري را نمي توانم انجام دهم ،

ولي هنوز هم كاري هست كه بتوانم انجام دهم ؛

پس از انجام آنچه مي توانم سر باز نخواهم زد.

 

 

+نوشته شده در 87/12/05ساعتتوسط علي | |

 سلام به تو دوست عزيز

اين دفعه يه سوال دارم ، يه نظر خواهي ، يه راهكار

به نظر تو چطور مي شه خودتو ثابت كني؟ حتما مي پرسي به كي ؟

به خودت!!!   به ديگران چطور ؟؟!!

هر چيز كوچيك و بزرگي كه به ذهنت مي رسه بگو. حتي شعر يا ....

منتظر نظرتم.

 

+نوشته شده در 87/11/04ساعتتوسط علي | |

 

عده اي دائم غرغر مي كنند كه گل سرخ خار دارد، من شكر مي كنم كه خارها گل دارند.

 

براي زندگي فكر كنيد ولي غصه نخوريد

 

در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد

 

 

+نوشته شده در 87/08/08ساعتتوسط علي | |

 

براي داشتن آنچه كه تا كنون نداشته ام

بايد کسي شوم كه تا كنون نبوده ام

      

                                          

+نوشته شده در 87/08/01ساعتتوسط علي | |

 

خدايا!

 ما اگر بد کنيم،

تو را بنده هاي خوب بسيار است،

تو اگر مارا نکني مارا خداي ديگر کجاست ؟

 

 

+نوشته شده در 87/05/09ساعتتوسط علي | |

 

براي دنيا چنان كار كن كه گويي هيچگاه نخواهي مرد.

و براي آخرت چنان كار كن كه گويي لحظه اي ديگر زنده نخواهي ماند.

 

خدایا این قدرت را به من بده تا بتوانم چنین کار کنم

 

+نوشته شده در 87/03/30ساعتتوسط علي | |

                                  

 

دو فرشته مسافر، براي گذراندن شب، در خانه يک خانواده ثروتمند فرود آمدند. اين خانواده رفتار نامناسبي داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند، بلکه زيرزمين سرد خانه را در اختيار آنها گذاشتند. فرشته پير در ديوار زير زمين شکافي ديد و آن را تعمير کرد. وقتي که فرشته جوان از او پرسيد چرا چنين کاري کرده، او پاسخ داد:" همه امور بدان گونه که مي نمايند نيستند."شب بعد، اين دو فرشته به منزل يک خانواده فقير ولي بسيار مهمان نواز رفتند.بعد از خوردن غذايي مختصر، زن و مرد فقير، رختخواب خود را در اختيار دو فرشته گذاشتند. صبح روز بعد، فرشتگان، زن و مرد فقير را گريان ديدند. گاو آنها که شيرش تنها وسيله گذران زندگيشان بود، در مزرعه مرده بود. فرشته جوان عصباني شد و از فرشته پير پرسيد:" چرا گذاشتي چنين اتفاقي بيفتد؟ خانواده قبلي همه چيز داشتند و با اين حال تو کمکشان کردي، اما اين خانواده دارايي اندکي دارند و تو گذاشتي که گاوشان هم بميرد." فرشته پير پاسخ داد:"وقتي در زير زمين آن خانواده ثروتمند بوديم، ديدم که در شکاف ديوار کيسه اي طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسيار حريص و بد دل بودند، شکاف را بستم و طلاها را از ديدشان مخفي کردم. ديشب وقتي در رختخواب زن و مرد فقير خوابيده بوديم، فرشته مرگ براي گرفتن جان زن فقير آمد و من به جايش آن گاو را به او دادم. همه امور بدان گونه که مي نمايند نيستند و ما گاهي اوقات، خيلي دير به اين نکته پي مي بريم.

 

 

+نوشته شده در 87/01/11ساعتتوسط علي | |

 

 

 

 

بدين وسيله من رسما از بزرگسالي استعفا مي دهم و مسئوليت هاي يك كو.دك دو ساله را قبول مي كنم.

مي خواهم به يك ساندويچ فروشي بروم و فكر كنم آنجا يك رستوران پنج ستاره است.

مي خواهم فكر كنم شكلات از پول بهتر است چون مي توانم آن را بخورم.

مي خواهم زير يك درخت بلوت بنشينم و با دوستانم بستني بخورم.

مي خواهم درون يك چاله آب بازي كنم و بادبادك خود را در هوا پرواز دهم

مي خواهم به گذشته برگردم ، وقتي همه چيز ساده بود ،‌وقتي داشتم رنگ ها ،‌جدول ضرب و شعر هاي كودكانه را ياد مي گرفتم ،وقتي نمي دانستم چه چيزهايي نمي دانم و هيچ اهميتي هم نمي دادم....

مي خواهم فكر كنم كه دنيا چه زيباست و همه راستگو و خوب هستند.

مي خواهم ايمان داشته باشم كه هر چيزي ممكن است و مي خواهم كه از پيچيدگي هاي دنيا بي خبر باشم.

مي خواهم به همان زندگي ساده خود برگردم ، نمي خواهم زندگي من پر شود از كوهي از مدارك اداري، خبر هاي ناراحت كننده ، صورت حساب ،‌جريمه ، بي كاري و جدايي .....

مي خواهم به نيروي لبخند ايمان داشته باشم ،‌ به يك كلمه محبت آميز ، به عدالت به صلح ،‌به فرشتگان ، به باران و به .....

اين دسته چك من ، كارت اعتباري و بقيه مدارك مال شما.

 

" من رسما از بزرگ سالي استعفا مي دهم "

 

 

 

 

+نوشته شده در 87/01/03ساعتتوسط علي | |

 

گاهي وقت ها :

                    زود دير مي شود

 

 

تا در دست توام مرهمتي كن           

                       

                       فردا كه شوم خاك چه سود اشك ندامت

 

 

 

 

+نوشته شده در 86/11/15ساعتتوسط علي | |

 

آنکه می‌خواهد روزی پريدن آموزد، نخست می‌بايد ايستادن،

 

راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمی‌کنند .

 

گناه را به گردن دنيا و ديگران نگذاريم, كوتاهي از همت و كوشش ماست

 

زندگي برگ بودن در گذر باد نيست امتحان ريشه هاست.

 

و يادمان باشد:

 

همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند،

 

 اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستیم.

 

 

 

 

+نوشته شده در 86/09/10ساعتتوسط علي | |

 

کوچکترين انسانها کساني هستند که براي به دست آوردن ديگران

 

خودرا هم عقيده و هم فکر با او نشان مي دهند.

 

 

نه طوطي باش كه گفته ديگران را تكرار كني و نه بلبل باش كه گفته خود را هدر دهي

گريه چرا ؟ فتح را آرزو كنيد

 

 

 

 


 

 

 

 

+نوشته شده در 86/08/14ساعتتوسط علي | |

 

يارم چو قدح بدست گيرد             بازار بتان شكست گيرد

 

هر كس كه بديد چشم او گفت     كو محتسبي كه مست گيرد

 

در بحر فتدهام چو ماهي             تا يار مرا به شست گيرد

 

در پاش فتاده ام بزاري                آيا بود آنكه دست گيرد

 

خرم دل آنكه همچو حافظ            جامي ز مي الست گيرد

 

 

تمام تلاش خود را بكار بسته اي تا به مقصود برسي . تا به حال هر كاري كه فكر مي كردي درست است انجام دادهاي . به تلاش و كوشش خود ادامه بده كه بالاخره جوينده يابنده است و تو نيز به هدف بزرگ خود خواهي رسيد. و آنچه را كه مي خواهي بدست خواهي آورد .

 

 

+نوشته شده در 86/08/02ساعتتوسط علي | |

 

آن گاه که نمادی از امید


در فنجان قهوه ات نمی بینی


و آن گاه که در طالع این ماهت نیز


خبری از معجزه نیست،


بدان که خداوند همه چیز را به دست خودت سپرده


تا بهترین ها را به ارمغان آوری!!!!

 

 

+نوشته شده در 86/07/22ساعتتوسط علي | |

 

  شيشه عطر بهار لب ديوار شكست

  و هوا پر شده از بوي خدا

  ديدنش آسان است

  سخت آن است نبيني او را

    

    

 

 

 

+نوشته شده در 86/07/02ساعتتوسط علي | |